خرید بک لینک



تیر ماه سال 1388



خرداد ماه سال 1391

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14



فاطمیه سختی بود برام ، اعصاب خودم رو هم نداشتم ، شعرو جمله هایی که بچه ها درباره فاطمیه میفرستادن دیوونم میکرد فقط یه پیام بود که بهم چسبید ،اونم امید احمدوند فرستاد و منم ریخت به هم:

"رفقا امشب شب شهادت مادرم،
اگه تو روضه نمردم
حلالم کنید.
عبدالرقیه"

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14



مادر جان چگونه بنویسم که لجنزار تمام وجودم را گرفته . چگونه بنویسم که آماده نیستم برای پرواز . چگونه بنویسم که کاری نکرده ام ولی خسته ام.
بشکند دستی که یکبار به صورتتان سیلی زد و بشکند کل استخوانهای وجود ما که با هر گناهمان باعث کبودی دیگری بر صورت شما میشویم.
مادر ، چگونه بنویسم نه تنها گناه کردن ، بلکه گناه نکردن هم دیگر برایم خسته کننده شده . چگونه بنویسم که دیگر کربلا هم راضی ام نمی کند. چگونه بنویسم که نمی دانم چگونه می نویسم و چه می خواهم بنویسم و اصلا چرا مینویسم.
خسته شدم از عمل نکردن به قول هایم  به شما به حسین به سیدمرتضی و به شهیدگمنام دوست داشتنی ام.
نمی توانم مادر ، نمی توانم...
توان شنیدن روضه های شما را ندارم چه برسد به دیدن روی نیلی شما .
بگو که در گوش حسین چه خواندی...
بگو شاید من هم ... نه نمی توانم
باز هم نمی توانم
تا دیر نشده دستم را بگیر
کاش در این فاطمیه برایت بمیرم...

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14

ع: پرستوی من ،که خسته شدی
تو خونه من ،پرشکسته شدی
به کنج قفس ،با رشته غم ها ،چه بسته شدی
نفس زدنت ،میگه که رسیده ،زمان سفر

ز: شکستن من فدای چشات
نشد وا کنم من ،طنابو برات
ولی به خدا خودم رو کشیدم ،رو جای پاهات
اگر چه کمم ،فدای تو میشم زمان خطر

ع: فرشته من ،بهشت منی
گل سبد سرنوشت منی
نه همسر من ،که آب و گل در سرشت منی
امانت من ،کبودی رو صورتت منو کشت

ز: فرشته نگو که پرپرتم
یه کلبه ویران برابرتم
دارم میپرم ،یه شب دیگه مهمون دخترتم
با خون خودم ،نوشتم علی با یه خط درشت

ع: تحمل و غم رو سیاه توان
یلای جهان در پناه توان
نرو به خدا ،گلها همشون چشم به راه توان
حالا که میری ،جواب باباتو بگو چی بدم

ز: سپردمتون به دست خدا
میبینمتون تو خاطره ها
زمونه نخواست که گل کنه شادی تو خونه ما
ولایت من بخند و بگو راضی هستی ازم
                                                                                             (( غلامرضا محمدی))

برای دانلود مداحی این شعر با صدای سید امیر حسینی اینجا کلیک کنید

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14

ببخشید که انقدر دیر این مطلبو گذاشتم
1- سجده بر خاک کربلا
2- سنجیدن اعمال و تلاش برای بهتر کردن آنها
3- سعی برای شهادت
4- سرفدا کردن برای ولایت (امام خامنه ای)
5- سراپا امام زمانی شدن
6- سقوط صهیونیسم
7- سرانجام ماجرا یا همان رسیدن به ظهور

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14




برگی از دفتر خاطرات حاج حسن فاضل
"اوایل ماه رمضون بود
نیمه خواب ، وقت سحر تو حجره دراز کشیده بودم و حسین رو به قبله نشسته بود و زمزمه می کرد :
نوکر به راه و شیوه ارباب می رود            شاید خدا شبیه تو بی سر کند مرا  "


این بیت هم تقدیم به رضا دهقان
دلم گـرفتـه و خـسـته ام ز ایـن تـنـهایی          کجایی رفیق گریه های من،کجایی صحرایی

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت: 15:14

به گزارش اسلامیک مدیا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم شیفتگان امام خمینی (ره) در حرم مطهر بنیان گذار جمهوری اسلامی با اشاره به تلاش هوشیارانه امام در احیای روح عزت ملی و استحکام ساختار درونی ملت فرمودند: ملت تاریخ ساز ایران با تکیه بر همین عوامل، الگویی موفق از ایران اسلامی و پیشرفت در خارج از حوزه نفوذ سلطه گران جهانی را به ملتها ارائه داد، و زورگویان جهانی را به وحشت انداخته است که همین مسیر درخشان تارسیدن به قله های پیشرفت و ناامید شدن قطعی دشمنان ادامه خواهد یافت و بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عید مبارک ولادت پدر امت، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و نامگذاری سیزدهم رجب بعنوان روز پدر، تاکید کردند: امام بزرگوار ما در حق این ملت پدری کرد زیرا از یک طرف مظهر مهربانی و رحمت پدرانه و از طرف دیگر مظهر اقتدار و صلابت بود.
ایشان همچنین امام راحل را پدر جنبش اسلامی امروز در دنیای اسلام خواندند و افزودند: یکی از خطوط اصلی در سیره و منش امام خمینی(ره) دمیدن روح عزت ملی در کشور و زنده کردن ملت است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی بحث در مورد حرکت بزرگ امام راحل در دمیدن روح عزت ملی در کشور را یک بحث غیر ذهنی و مبتنی بر واقعیات جامعه دانستند و در تبیین منطق قرآن در خصوص عزت، بیان کردند: در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خدا و هر کسی است که در جبهه خدایی قرار می گیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه بر اساس منطق قرآن باید عزت را از خدا طلب کرد، افزودند: هنگامی که عزت واقعی شامل حال یک فرد یا جامعه شود، آن عزت همچون حصار مستحکمی، تلاش دشمن را برای نفوذ، محاصره و نابودی آن جامعه، ناکام می گذارد، تاکید کردند: هرچه این عزت در لایه های فردی و اجتماعی عمیق تر باشد، تاثیرات نفوذ ناپذیری آن بیشتر نمایان می شود و در نهایت انسان و جامعه به مرحله ای می رسد که در مقابل دشمن بزرگ یعنی شیطان هم محفوظ می ماند.
ایشان با تاکید بر اینکه امام بزرگوار علاوه بر آنکه خود مظهر عزت نفس و معنویت بود، روح عزت را در ملت نیز زنده کرد، در ادامه فرمودند: ملت ایران با احساس عزتی که از درسهای انقلاب و امام آموخت توانست توانایی های خود را کشف کند و با چشم خود شاهدتحقق بسیاری از وعده های الهی از جمله غلبه مستضعفین بر مستکبرین باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای، انقلاب کبیر اسلامی را پایان روال ذلت و آغاز روال عزت ملت ایران برشمردند و تأکید کردند: با پیروزی انقلاب ورق به کلی برگشت و امام خمینی با تمرکز بر احیای روح عزت ملی، فرهنگ "ما می توانیم" را در عمق جان این ملت مؤمن جایگزین کرد.
ایشان با استناد به آیات قرآنی، نفس ایمان را عزت آفرین دانستند و افزودند: امام بزرگوار و مدبر ملت، با پیدا کردن انگیزه ها و همت ها، ملت مؤمن را به صحنه آورد و حضور مردم در صحنه براساس سنت مبارک الهی، زمینه ساز جلب رحمت بیدریغ پروردگار شد.
ایشان تأکید بر ساخت درونی ملت را نکته ای اصلی در ادبیات امام برشمردند و تاکید کردند: امام در احیای روح عزت ملی بر تفاخر و غرور تکیه نمی کرد بلکه بنا را بر استحکام ساخت درونی ملت می گذاشت و همین امر باعث شد که روح عزت ملی و پیشرفت همچنان در این سرزمین بزرگ جاری باشد.
رهبرانقلاب اسلامی مقابله با عوامل رکود و ایستایی را شرط استمرار پیشرفت و عزت ملی برشمردند و افزودند: برخی از عوامل بازدارنده پیشرفت در درون خودمان است و برخی را دشمنان تحمیل می کنند و اگر بخواهیم دوباره دچار وضع دوزخی قبل از انقلاب نشویم باید با همه این عوامل هوشیارانه مقابله کنیم.
ایشان با اشاره به نامگذاری دهه چهارم انقلاب به نام دهه پیشرفت و عدالت افزودند: پیشرفت در معنای وسیع و حقیقی خود همه ابعاد مادی و معنوی انسان و جامعه از جمله آزادی، عدالت، آبادانی و اعتلای اخلاقی را شامل می شود بنابراین باید در همین مسیری که امام عزیزمان ملت را در آن قرار داد به پیش برویم.
حضرت آیت الله خامنه ای، ملت ایران و جمهوری اسلامی را مدل تجربه شده و موفق پیشرفت و عزت ملی خواندند و در تشریح نمونه ها و شاخص هایی از این پیشرفت حقیقی افزودند: ملت ایران در 33 سال اخیر بر همه چالشهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی که با هدف از بین بردن نظام اسلامی، طراحی و اجرا شد، غلبه کرده است و این واقعیت از مهمترین شاخص های پیشرفت ملت عظیم الشأن ایران است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، تإثیرگذاری محسوس ایران بر تحولات منطقه ای و جهانی را از دیگر نمادهای پیشرفت انکار ناپذیر ملت ایران خواندند و با اشاره به اعترافات برخی مقامات و سیاستمداران رژیم صهیونیستی و آمریکا در این زمینه بیان کردند: استقامت، عزت و صلابت ملت و نظام در سه دهه اخیر منجر به تأثیرگذاری ژرف در حوادث مهم جهان و منطقه شده است.
خدمات عمرانی و آبادانی گسترده و مستمر در سراسر کشور، و طراحی و ساخت پیچیده ترین کارخانه ها و صنایع به دست متخصصان جوان ایرانی از دیگر نمونه های عینی پیشرفت بود که رهبر انقلاب در اجتماع بزرگ مردم در سالروز رحلت امام خمینی به آن اشاره کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای وظیفه مسئولین را نیز در مسیر حرکت به سمت قله های اصلی پیشرفت بسیار سنگین دانستند و افزودند: در این مسیر، هرگونه توقف، خودشگفتی و غرور، خود محوری، غفلت، اشرافی گری، لذت جویی، جمع کردن زخارف دنیوی، و تلاش برای کسب محبوبیت، برای مسئولین، ممنوع است و رسیدن به قله ها، تنها با این ممنوعیت ها امکان پذیر است.
ایشان تاکید کردند: ما مسئولین باید خود را از این آفات حفظ کنیم همچنانیکه امام بزرگوار ما خود را حفظ کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ماموریت حکومت مبارک برای تضمین امنیت رژیم صهیونیستی حتی به قیمت زندانی کردن یک و نیم میلیون مردم غزه در جنگ 22 روزه، افزودند: رژیم صهیونیستی، اکنون با سقوط مبارک، احساس عریانی می کند و بشدت سراسیمه و حیرت زده است.
ایشان داد و بیداد ها و تهدیدهای نظامی مقامات رژیم غاصب صهیونیستی برضد ایران را ناشی از ترس و وحشت و دست خالی بودن آنها دانستند و تاکید کردند: سران رژیم صهیونیستی بخوبی می دانند که امروز بیش از هر زمان دیگری آسیب پذیر تر هستند و هر قدم کج و یا حرکت ناشایست آنها، همانند صاعقه بر سر خودشان فرود خواهد آمد.
رهبر انقلاب اسلامی وضعیت غرب و آمریکا بعنوان پشتیبانان بی قید و شرط رژیم صهیونیستی را بسیار نامساعد توصیف کردند و ا دامه دادند: امروز غرب بدلیل مشکلات اقتصادی، مالی و اجتماعی، در مواجهه با مردم خود درمانده شده و در واقع با سیلی صورت خود را سرخ نگاه داشته است. حضرت آیت الله خامنه ای، سقوط چند حکومت پیروآمریکا در اروپا و تنفر روز افزون ملتها از آمریکا را نمونه های دیگری از بحران جدی در غرب دانستند و خاطر نشان کردند: آنها می خواهند با حادثه آفرینی، این بحران را به آسیا، آفریقا و منطقه منتقل کنند.
ایشان ایجاد اختلاف های قومی، طائفی و مذهبی در کشورهای تازه انقلاب کرده است و تبدیل انقلاب ها به ضد خود را از جمله شیوه های غرب و آمریکا برای انتقال بحران ارزیابی کردند و افزودند: امروز آمریکاییها به استفاده از تجربه و تخصص انگلیسی ها در ایجاد اختلاف های مذهبی و قومی روی آورده اند و بر همین اساس، همه ملتها، علما و نخبگان دانشگاهی منطقه اعم از شیعه و سنی باید هوشیار باشند تا به نقشه دشمن کمک نکنند.
رهبر انقلاب اسلامی اینگونه اقدامات غربی ها و آمریکاییها را دیوانه وار خواند و تاکید کردند: آنها برای پوشاندن بحران و مشکلات خود و دور کردن ذهن ها، مسئله هسته ای ایران را بزرگ نمایی می کنند و آن را در صدر مسایل دنیا قرار می دهند و به دروغ ، نام سلاح هسته ای را به میان می اورند درحالیکه واقعیت اینگونه نیست و تلاش آنها نیز به نتیجه نخواهد رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به حوادث بحرین، مردم بحرین را دارای مظلومیتی مضاعف دانستند و افزودند: این مردم بدون دلیل، بدست رژیمی مستبد و دیکتاتور سرکوب می شوند و اعتراض آنها با خشن ترین وضعیت پاسخ داده می شود درحالیکه مردم بحرین خواستار ابتدایی ترین نیاز یک کشور مردم سالار هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین بیان کردند : به فضل الهی، همه مجاهدتها در منطقه به نتیجه خواهد رسید اما باید مراقب بود تا به آتش های قومی، فرقه ای و مذهبی دامن زده نشود.
ایشان در پایان تاکید کردند: بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

ستاد مرکزی بزرگداشت حضرت امام خمینی(س) در اطلاعیه شماره دو خود ضمن دعوت از مردم انقلابی ایران اسلامی جهت حضور گسترده در برنامه های سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(س)، اهم برنامه های روز 13 و 14 خرداد ماه را اعلام کرد.
به گزارش ستاد خبری بیست و سومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(س) متن این اطلاعیه بدین شرح است:


بسمه تعالی


مراسم بزرگداشت بیست و سومین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی ـسلام الله علیهـ امسال در فضایی شورانگیزتر از همیشه و در ایامی که عطر و بوی ملکوتی نام مولود بزرگ کعبه، امام تقوی و عدالت، امیرمومنان و موحدان، حضرت علی ابن ابیطالب(ع) و برکات شهرالله پرفضیلت رجب، بر معنویت مراسم امسال افزوده است،با حضور میلیون ها تن از مردم با وفای ایران و پیروان امام راحل در سراسر میهن اسلامی و در اقصی نقاط جهان برگزار می گردد.
ستاد بزرگداشت حضرت امام خمینی(س) ضمن دعوت از عموم مردم انقلابی و اسلامی برای حضور گسترده در مراسم های بیست و سومین سالگرد ارتحال امام خمینی(س)، اهم این برنامه ها را به اطلاع عموم می رساند:
1- برگزاری مراسم تشییع پیکرهای مطهر 96 شهید دفاع مقدس ساعت 10صبح روز شنبه 13 خرداد ماه ،در حرم مطهر حضرت امام خمینی(س)
2- برگزاری مراسم وِیژه شب چهاردهم خرداد (شنبه شب) پس از نماز مغرب و عشا و سخنرانی جناب آقای دکترمحمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در صحن حرم مطهر حضرت امام خمینی(س)
3- مراسم ویژه روز 14 خرداد همراه با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی یادگار امام راحل و بیانات ارزشمند حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظلهالعالی) در صحن شهید آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی و فضاهای پیرامون آن
یقینا عظمت و شکوه حضور حماسی ملت انقلابی مثابه عنوان سندی سراسر افتخار در دفتر پایداری این مرز و بوم ثبت خواهد شد و نیز نشان دهنده عمق وفاداری ملت شریف و بزرگوار ایران به آرمان های امام خمینی خواهد بود.


برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

تارنمای خبری انتخاب؛ یادگار امام خمینی(ره) گفت: تفکیک بین قضایای حقیقیه و خارجیه یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمیشود برخی از صحبتها را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد. چون بسیاری از صحبتها قضیه خارجیه هستند و نمیتوان به همه زمانها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات زیادی به بار میآید.


حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی مدرسین و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، در سخنانی به تبیین مبسوط چرایی و چگونگی بقای اندیشه امام پرداخت و گفت: برای پاسخ به این سوال که اندیشه امام را چگونه برای امروز و فردا نگه داریم؟ باید سوال اساسی دیگری مطرح کرد که اساسا چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا اینکه نسل گذشته، جوانی خود را با امام سیر کرده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ این، سوال مهمی است باید اندیشمندان جامعه همواره به پاسخ این سوال بپردازند.

یادگار امام اظهار داشت: حقیقت این است که همه جوامع، احتیاج به پرچم و نماد دارند. کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود. عاشورا و غدیر به عنوان نمادهای جامعه، مورد نیاز انسان هستند تا در زندگی راه خود را فراموش نکند.

وی با بیان اینکه امام نماد تلاقی آرزوی سه جریان تاریخی کشور است، گفت: دینداری، استقلالطلبی و آزادیخواهی سه مطالبه اصلی مردم ایران در طول صد سال گذشته است. تا پیش از امام، مبارزات مردم به یکی از این سه جریان ختم میشد. مشروطه، آزادیخواه بود اما استعمارستیز و دیندار نبود. ملی شدن صنعت نفت، ضداستعماری بود اما جریان دینی نتوانست در کنار آن باقی بماند.

سیدحسن خمینی اظهار کرد: این سه خواسته تاریخی در سال 57 در قامت یک شخصیت متبلور شد و انقلاب را به پیروزی رساند. امام خمینی، هم به مطالبه استقلالطلبی پاسخ گفت هم به آزادیخواهی و هم به دینداری. امام نماد و پرچم بزرگ این جامعه است و به همین دلیل، باید باقی بماند.

یادگار امام افزود: جریانات دینی که براساس اندیشه امام فعالیت میکردند علاوه بر دینداری به استقلال و مبارزه با استعمار و استبداد اعتقاد داشتند. ملت ما باید این مطالبات را حفظ کند تا سر پیچها راه را گم نکند.

سیدحسن خمینی در ادامه به طرح این پرسش پرداخت که چه کنیم اندیشه امام باقی بماند؟ و گفت: روحانیون بزرگی در جهان تشیع داشتیم که برخی از آنها وارد عرصه مبارزه هم شدند همانند مرحوم مدرس، آیتالله کاشانی و میرزای شیرازی؛ اما هیچکدام همانند امام به مطالبات جریانهای تاریخی پاسخ ندادند. امام فرزند زمانه خویشتن است. ایشان درد روزگار خود را میشناخت و به آن پاسخ میداد. وقتی امام در سال 42 خود شاه را مستقیما خطاب قرار داد، درد جامعه را فهمید. کسانی بودند که دوباره مدل مشروطه و مدلهای دیگر را معرفی میکردند اما امام دقیقا به درد اصلی پرداخت.

وی افزود: امام اعتقاد داشت برای آزادیخواهی باید استعمارستیزی، استقلالطلبی و دینداری را تواما پیگیری کرد. نمیشود بدون هر یک از اینها به نتیجه مطلوب رسید.

یادگار امام در ادامه، اجتهاد در اندیشه امام را شرط حفظ این اندیشه دانست و گفت: امام برای روزگار ما پاسخ دارد. این پاسخها هرگز از پیش، آماده و ارائه نشده است. باید پاسخ سوالات امروز را با روشهای خاص اجتهادی از متن اندیشه امام به دست آورد.

سیدحسن خمینی اظهار داشت: ما اگر میخواهیم به عنوان کسانی که دلباخته اندیشه امام هستیم اندیشه ایشان را برای امروز و فردا معرفی کنیم باید به سوالات روز براساس پیچیدگی های عصر حاضر بر مبنای اندیشه امام پاسخ بدهیم.

یادگار امام به تفکیک بین قضایای حقیقیه و خارجیه در امر اجتهاد تاکید کرد و گفت: تفکیک بین این دو قضیه یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمیشود برخی از صحبتها را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد. چون بسیاری از صحبتها قضیه خارجیه هستند و نمیتوان به همه زمانها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات زیادی به بار میآید.

وی اضافه کرد: برای مثال یکبار یک نفر در نامه ای در زمان جنگ نوشته بود؛ امام میگوید:"من توی دهن این دولت میزنم". این نوع به کار بردن قضایای خارجیه در زمانهای متفاوت کاملا خندهدار و اشکال آن آشکار است. اما در بسیاری از موارد چنین اشتباهاتی آشکار نیست و باعث بدفهمی میشود.

وی با خواندن این بیت؛ «گمان مبر که به پایان رسید دور مغان / هزار باده ناخورده در رگ تاک است»، تاکید کرد: ممکن است سبو بشکند و پیمانه بریزد اما ساقه تاک همواره باقی میماند. باید کسی بیایید و از آن، شراب معنویت و آزادگی بگیرد.

سیدحسن خمینی در پایان گفت: حفظ و ترویج اندیشه امام یک شرط اساسی دارد و آن این است که نباید در فراز و فرودهای روزگار ناامید شویم. فراز و فرودها یک قاعده الهی است مهم این است که انسان خود را بشناسد و ایمانش قوی باشد و درد را فراموش نکند. با خستگی و خمودگی نمیتوان به جایی رسید. باید هر لحظه به آینده چشم داشت.

در این مراسم پیش از سخنان یادگار امام، دکتر ظفرقندی، رییس انجمن اسلامی پزشکان و دکتر حاضری، رییس انجمن اسلامی مدرسین و جعفری دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران، سخنانی درباره ضرورت بازخوانی رابطه امامخمینی و دانشگاهیان ایراد کردند.

این مراسم با اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی پایان یافت.

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

دیپلماسی ایرانی: انتخابات مصر همه را شگفتزده کرد. انتخاباتی به غایت پیچیده که پیامهای بسیاری داشت. فارغ از این که چه کسانی به دور دوم راه یافتند و چه کسانی از گردونه رقابتها کنار رفتند، این انتخابات پیامهای روشن به همگان داشت. پیام هایی که برای همه کشورهای در حال گذار و کشورهایی که به نوعی انتخابات در آنها برگزار میشود به خصوص کشورهایی که انقلابی هستند و به تازگی از یوغ استبداد نجات یافتهاند، مهم است.

اول این که افراطیون انقلابی مصر که عمدتا در جنبش "جوانان انقلابی مصر" متمرکز شدهاند، خطایی استراتژیک مرتکب شدند و انتخابات را تحریم کردند و برای ترویج تحریم انتخابات تلاش کردند، غافل از این که کسانی که به دنبال بهرهبرداری از انقلاب هستند و در صف طرفداران مبارک ایستادهاند از این فرصت نهایت استفاده را میبرند و به راحتی شمع انقلاب را خاموش میکنند. نتیجه آن شد که از میان سکولارها بدترین آنها بالا آمد تا ناقوس مرگ انقلاب را به صدا در آورد. جوانان مصری در حالی که هنوز دستاوردهای اولیه انقلاب را درو نکردهاند و به روشنی میبینند که تبانیهای سیاسی نظامیان با بازماندگان مبارک و پایتختهای عربی میرود تا چیزی غیر از آنچه انتظار انقلابیون است را رقم بزند، بر طبل تندروی کوبیدند، اعتدال را کنار گذاشتند و آرمانها و اهداف انقلاب را فدای ایدهآلگرایی خود کردند تا مشارکت در انتخابات کمتر از آنچه تصور میرفت، شود.

این در حالی است که طرفداران مبارک از این فرصت نهایت استفاده را برده و کسی را به دور بعدی ریاست جمهوری مصر فرستادند که با تانکهای مبارک به نخستوزیری آخرین دولت وی رسیده بود. احمد شفیق با دلارهای عربستان، حمایتهای مالی و امنیتی امریکا و اسرائیل (بر اساس آنچه در مطبوعات مصری به آن اشاره شده است) و با حمایت قاطع سیاسی بازماندگان دوران مبارک توانست به دور بعد ریاست جمهوری مصر راه یابد.

پیام دوم انتخابات مصر این بود که دستگاههای امنیتی خارجی به خصوص غربی بسیار بیشتر از آنچه تصور میرود فعالند و صحنه سیاسی مصر را رصد میکنند. در همان ماههای نخست سقوط مبارک سرکیس نعوم، روزنامهنگار مشهور لبنانی گفتوگویی را با یکی از مقامهای امریکایی انجام داد که در سلسله یادداشتهای منتشر شده از او در دیپلماسی ایرانی منتشر شد که در آرشیو دیپلماسی ایرانی در دسترس است. این مقام مسئول در آن موقع گفت: «بر خلاف تصور شما اطلاعات میدانی و امنیتی ما میگوید که محبوبیت مبارک نزد بخشی از مردم مصر بالا است. بازرگانان و سرمایهداران بزرگ مصر با او هستند. پس از اخوان المسلمین که فضای اجتماعی مصر را در اختیار دارد و نخستین جریان محبوب این کشور محسوب میشود، مبارک و حزب ملی در ردیف دوم قرار دارد که توانایی اثرگذاری بر افکار عمومی مصر را دارند.» اظهارات مقام امریکایی شاید نادرست باشد و بگوییم که طرفداران مبارک در خوشبینانهترین حالت همان 24 یا 25 درصدی است که به احمد شفیق رای دادند و 75 درصد دیگر جامعه مصر را شامل نمیشوند اما نباید فراموش کرد که در کشوری که هنوز بدنه حاکمیت آلوده به وجود وفاداران به نظام سابق است و همچنان در بسیاری از مراکز اصلی قدرت حضور موثر دارند، همین افراد میتوانند تعیینکننده باشند و راه انقلاب را منحرف کنند. آنها کسانی هستند که برای بازگرداندن وضعیت به دوران سابق دست به هر کاری میزنند و طبیعی است که با دستگاههای خارجی نیز در ارتباط باشند. اظهارات آن مقام امریکایی به خوبی نشان داد که دستگاههای امنیتی خارجی تا چه اندازه در مصر نفوذ دارند و امروز میبینیم که آنها با چه مهندسیای در حال پیشبرد اهداف خود در مصر هستند. اگر چه هنوز نتیجه بازی مشخص نشده است و این مردم مصر هستند که با اراده خود نشان میدهند که آیا قصد برهم زدن نقشههای آنها را دارند یا خیر.

پیام سوم انتخابات مصر نقش بازیگران اقتصادی و اجتماعی است. این انتخابات به خوبی نشان داد که به غیر از تودههای مردم که سربازان اصلی میدان انقلاب محسوب میشوند، کسان دیگری نیز هستند که بیش از همه به فکر منافع اقتصادی و اجتماعیشان هستند. همانند بسیاری از کشورهایی که سرمایهداران نقشی اساسی در تحولات سیاسی آن کشورها ایفا میکنند، در مصر نیز سرمایهداران تاثیرگذارند. سرمایهدارانی که در زمان مبارک به ثروتهای کلان رسیدهاند و امتیازهای اقتصادی بالایی گرفتهاند و با خانواده مبارک ارتباطات بسیار نزدیکی داشتهاند و در حیات اقتصادی مصر بسیار تاثیرگذار بودهاند، اکنون از این میترسند که با آمدن یک حکومت انقلابی مصالحشان از دست برود. اگر این نکته را دریابیم به روشنی میبینیم که اکثر این افراد پشت چه کسی قرار گرفتهاند. کسی که قرار است میراثدار نظام مبارک باشد نه انقلاب.

پیام آخر این که انتخابات مصر به خوبی نشان داد که این انقلاب رهبر ندارد. نبود رهبر باعث شد تا ضعفهای انقلاب خود را در پای صندوق رای به خوبی نشان دهد. انقلابی که رهبری انقلابی نداشته باشد به راحتی میتواند توسط افراد خارج از گود مصادره شود. به خصوص در مصری که انقلاب ناقص انجام شده و هنوز بسیاری از ارکان نظام در هرم قدرتند. چنین انقلابی به آسانی از اهدافش منحرف میشود و میتواند ناکام بماند.

حالا نزدیک به سه هفته به برگزاری انتخابات مصر زمان باقی مانده است. انتخابات دور دوم میتواند بسیار حساستر از دور اول آن باشد. در این لحظه این مردم مصر هستند که تصمیم میگیرند که آیا میخواهند از میراث شوم مبارک دور شوند یا فقط به تغییر راس هرم کفایت کردهاند و دیگر برایشان فرقی نمیکند در این راس چه کسی بنشیند. ولی آنچه مسلم است این است که کسانی که برای انحراف (اگر نگوییم سرنگونی) انقلاب دندانتیز کردهاند پشت صندوقهای رای سنگر گرفتهاند.

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

دیپلماسی ایرانی: در پنجاه و پنجمین نشست ماهانه بنیاد باران، رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، در این نشست که با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی و اعضای بنیاد در محل باران برگزار شد، دکتر ابراهیم متقی رئیس گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران و دکتر الهه کولایی استاد دانشگاه تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس ششم به ایراد سخن پرداختند.

متقی: تحریم های غرب دلیل گرایش ایران به شرق

دکتر ابراهیم متقی رئیس گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران در این نشست به فرایندهای سیاست خارجی ایران پرداخت و گفت: «مطلب مورد بحث امروز من در سیاست خارجی، در خصوص "نگاه به شرق" و گذر تحلیلی به فرایندهای سیاست خارجی ایران تا وضعیت موجود و بررسی نشانه های تداوم و جلوه های تغییر در آن است. در نهایت این بحث را طرح می کنم که در حال حاضر با چه تهدیداتی مواجه هستیم؟ چه قابلیتهایی داریم و فضای عمومی منطقه و نظام بین الملل در ارتباط با ما چگونه است و جهت گیری ما بر اساس چه الگوها و قابلیتهایی تنظیم شده و تببین خواهد شد؟

بحث نگاه به شرق، یک رویکرد کلی در نگاه ایرانی است. اگر دوران های مختلف سیاست خارجی در ایران را حتی در دوره قاجاریه بررسی کنیم، جلوه هایی از توجه به "نیروی سوم" دیده می شد. نیروی سوم در زمانی مطرح می شد که یک بازی بزرگ مطرح می شد. بازی بزرگ چه جلوه هایی دارد؟ ویژگی اصلی آن این بود که انگلستان و روسیه به عنوان دو کشور تاثیرگذار نظام بین الملل در سیاست خارجی، اقتصاد و امنیت ایران نقش ایفا می کردند و با یکدیگر هم رقابت داشتند و هم توافق. این الگوی مشترک رفتار آنها در ارتباط با ایران بوده و در هیچ مرحله تاریخی نبوده که مورد توجهشان قرار نگیرد. بطور کلی بازیگران منطقه ای و کشورهای همانند ایران صرفا در دوران بحران می توانند ایفای نقش کنند. نتیجه بازی بزرگ چه شد؟ بحث مربوط به قرارداد 1907 و 1915 محرمانه استانبول که ایران را در قرار داد اول به سه قمست و در قرارداد دوم به دو قسمت تقسیم کردند.

رویکرد رضاشاه هم مبتنی بر همین موضوع بود. یعنی بحث اصلی او این بود که در مرحله اول پایه های قدرت را در ایران مستحکم کند و بر اساس الگوهایی که مبتنی بر ضرورت های کودتای سوم اسفند 1299 بود، امنیت سازی و دولت سازی کند. اما بعد از حاصل شدن استحکام، درصدد ایجاد "نیروی سوم" برآمد. این نیرو در تفکر ایرانی معظوف به قدرت سازی است. مقامات و رهبران ایرانی در هیچ دوره نبوده که رویکرد ضد غربی نداشته باشند؛ حتی رضاشاهی که با کوتای انگلیسی به قدرت می رسد.

آقای "مهرزاد بروجردی" پایانه نامه دکترای خود را با عنوان "ایران و روشنفکران غرب" انجام داده است که این کتاب این موضوع را بررسی کرده که آیا فقط جمهوری اسلامی یا یک گروه خاص نگرش ضد غربی دارد؟ جمع بندی او این است که در ایران همواره روحیه و تفکر ضد غربی وجود داشته است و بویژه این روحیه در بین نخبگان بیشتر است. او در پایان نامه خود تمام تفکرات، از امام خمینی گرفته تا تفکرات چپ و... را بررسی کرده است. بنابراین گرایش به گروه سوم مبتنی بر یک جهت گیری ضد قدرت های غربی در ارتباط با ایران است. زیرا ایران سابقه حضور کنترلی قدرتهای بزرگ را داشته و لذا در تفکر ایرانی این موضوع موج می زند.

نکته دیگر اینکه ایران خود را یک "مرکز امپراطوری" می داند. ایرانی در هر دوران تاریخی، این تفکر را از دست نداده است. ممکن است در نبرد نظامی شکست خورده باشد و سرزمین خود را از دست داده باشد، اما فضایی که وجود دارد این بوده که روح امپراطوری را حفظ کرده است.

یک نظریه پرداز سیاست خارجی ایران در آمریکا به نام آقای "روح الله کارگر رمضانی" بحثی در این ارتباط دارد و میگوید دیوارهای امپراطوری ایرانی ها فروریخته است، اما هنوز روح امپراطوری وجود دارد و بخشی از روحیه انتقادی ایران به غرب به خاطر واکنش نسبت به اعمال حاکمیت قدرتهای بزرگ بر سرنوشت کشور و بخشی هم مربوط به همین روح است که ذاتا میخواهد برای خود در فضای منطقه ای و بین المللی جایگاه یابی کند.

این فضا در دوران رضاشاه منجر به پیدایش نیروی سوم شد. اما این گرایش به نیروی سوم مبتنی بر عدم درک سیاست بین الملل بود. عموما ایرانی ها بین سیاست خارجی و بین الملل تمایزی قائل نیستند؛ نه در دوره قاجار، نه در زمان رضاشاه، نه در زمان محمدرضا شاه، نه در زمان جمهوری اسلامی و نه در زمان اصلاحات. شاید بخشی از آن ناشی از روحیه محوریت ایرانی است که معتقد است هیچ کاری در جهان بدون نظر ایران انجام نمی شود. رضاشاه زمانی که سفیر انگلیس او را مشایعت می کند تا از کشور خارج شود، منطق آمریکا، انگلستان، شوروری و اروپا را متوجه نشده بود و توجه نداشت که بازی سیاست بین الملل تغییر پذیر است و احساس می کرد که یک تضاد بنیادین میان آمریکا، انگلیس و شوروی وجود دارد و اصلا به مولفه های ژئوپلیتیکی، موازنه در قدرت، بحث تغییر در تهدیدات و... توجهی نداشت.

این نگاه ادامه پیدا کرد و دوران گذار گذشت. در دوران ملی شدن صنعت نفت و مصدق این احساس وجود داشت که آمریکا در مقابل اتحاد شوروری و انگلستان نیروی سوم است و یک رویکرد انتقادی نسبت به شوروی و انگلستان وجود داشت و به همین دلیل گرایش به ایالات متحده پیدا شد. روزنامه های سال 1329 تا 32 را اگر ببینید، مشاهده می کنید که این دیدگاه در نشریاتی مانند چلنگر و... متعلق به حزب توده موج می زد که مصدق آمریکایی است، زیرا در نگاه حزب توده جهان در یک فضای رقابتی دوقطبی قرار می گرفت و لذا احساس می کردند که اگر کسی گرایش به اتحاد شوروری ندارد و ضد انگلستان هم هست پس وابسته به یک بازیگر دیگری است. این نوع تفکر در پس تفکر اجتماعی و سیاسی در ایران وجود دارد که برخی از نخبگان وبازیگران دارای رویکردهای تعاملی ائتلافی با مجموعه های غربی هستند.

یکی دیگر از دلایل سقوط مصدق این بود که بازی سیاست بین الملل را درک نکرد و متوجه این موضوع نشد که در رابطه با مساله ملی شدن نمی تواند شکاف میان انگلستان و آمریکا ایجاد کند و حتی نمی تواند شکاف میان شوروی و آمریکا را گسترش دهد. نشانه این امر آن بود که ایران در وضعیت تحریم اقتصادی قرار داشت، اما شوروری بدهی هایش را بابت ترانزیت جنوب به شمال به ایران پرداخت نکرد.

به طور کلی جهان از بازیگر مقتدر خوشش می آید. بازیگری که مقتدر نباشد در سیاست منطقه ای و بین المللی هیچ جایگاهی ندارد. کشوری مانند ایران به دو صورت می تواند مقتدر باشد؛ یا بر اساس "خودیاری" یا "ائتلاف". ما عموما گزینه ائتلاف را مورد توجه زیادی قرار نمی دهیم، زیرا روی خودمان حساب زیادی می کنیم و خود را ابرمرد زمانه حوزه سیاست خارجی و بین الملل می دانیم. محمدرضا شاه هم بعد از کودتا به این خاطر در کودتا قرار گرفت که چاره ای نداشت، اما همین که در سالهای 1969 و 70 قدرتش تثبیت شد گرایش به شرق را آغاز کرد. قراردادهایی که با شوروی و روابطی که با چین داشتیم نشان دهنده این مطلب است، اما الگوی او در گرایش به شرق با الگوی فعلی ما متفاوت بود. او ائتلاف با غرب را داشت و از آنها انتظار فزاینده ای داشت و می خواست نقش محوری را در سیاست منطقه ای داشته باشد و ذهنیت ابرمرد دوباره در او حلول کرده بود و می خواست تا آفریقا این نقش را ادامه دهد. لذا توسعه ایران "آفریقا محور" بود و الگویش نیز توسعه اقتصادی بود. به همین دلیل بود که گرایش به شرق را شروع کرد و در همین فضا هم سیاست خارجی مستقل ملی را اعلام کرد؛ در سال 1355 وزیر خارجه ایران اعلام کرد که دیگر خلیج فارس حوزه منافع ملی ایران نیست و حوزه منافع ملی ما به دریای عمان و اقیانوس هند گسترش پیدا کرده است. یعنی ما در فضایی که احساس قدرت می کنیم ، می خواهیم آن را نمایش دهیم. ذات و روح جامعه ایرانی اعتبارگراست؛ در روابط فردی، در مهمانی و جهت گیری های سیاسی و اقتصادی اعتبار برایمان خیلی اهمیت دارد. یکی از راههای کسب اعتبار، نمایش قدرت است، غافل از اینکه اگر واقعی نباشد برایمان پرمخاطره خواهد بود.

فضای بعد از انقلاب یک فضای نه شرقی نه غربی بود. ریشه های این تفکر در اساس یک نوع برداشت اسلامی و دینی نسبت به حوزه سیاست خارجی بنا شده است. این شعار همچنان بر سر در وزارت امور خارجه باقی است. آیا شرق و غرب هوز وجود دارد؟ خیر! یک رویکرد ایدئولوژیکی است که میخواهد خودش را متامیز از قالبهای فلسفی، ائتلاف سیاسی و تمدنی نشتن دهد.

اصولا نگاه ایران در ارتباط با حوزه سیاست خارجی در بعد از انقلاب، در قالب مبانی تفکر دارالاسلام، دارالکفر و دارالحرب قرار گرفت. بنابراین فضای شرق و غرب در تفکر سیاست خارجی ایران بخشی از حوزه دارالکفر است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم. این تفکر در زمان جنگ که در محدودیت خریدهای نظامی قرار داشتیم و با سختی ابزارهای نظامی را تهیه می کردیم بعضی ها می گفتند که چرا با اتحاد شوروی کار نظامی نمی کنیم؟ واقعیت این است که اتحاد شوروری هم با ما کار نمی کرد. اتحاد شوروی در اولین مذاکرات که آقایان روحانی و بهزاد نبوی بعد از دوران جنگ با آنها داشتند گفتند که وقتی همکاری نظامی انجام می دهیم این جزئی از همکاری استراتژیک است و ما وقتی با ایران درک استراتژیک مشابهی نداسته باشیم نمی توانیم این همکاری را داسته باشیم. فقط در همان مذاکرات بعد از جنگ(1989) بود که شوروری با ما همکاری نظامی کرد؛ آن هم به این شکل که تجهیزات نظامی را به ارزانی به ما فروخت اما تهیه قطعاتش پرمخاطره است. دوستان می می دانند که روسیه حتی باطری های زیردریایی ها را که به ما فروخت، نداد! یعنی کارهایی می کند که ما در یکسری بازی های سیاسی، اقتصادی جنبی قرار دهد.

نگاه گرایش به شرق گاهی در ایران تقویت می شد و در برخی از مواقع جلوه مسلط پیدا می کرد. بخشی از آن به دلیل نگرش ضد غربی است و بخشی هم به این خاطر است که هنوز فکر می کند می تواند موازنه برقرار کند. در حالی که نمی دانند که اگر اتحاد شوروری در سطحی با ما همکاری داشت یا روسیه یک نوع همکاری های استراتژیک را با ما به سرانجام می رساند، آنها را بدون توافق با آمریکا و حتی در برخی مواقع با اسرائیل انجام نمی دهد؛ مانند همین موشک های S300. بازی یک نوع بازی در چارچوب رقابتهای شرق و غرب است. اما این هیجان را داریم که گرایش به شرق را در قالب اینکه ببینیم چه مطلوبیتهایی برای ما حاصل می کند دنبال می کنیم. این نگاه در هر سه دهه انقلاب وجود دارد و بنابراین گرایش ناکارآمد نگاه به شرق جلوه با تداوم حوزه سیاست خارجی ماست.

دلیل دیگر گرایش به شرق تحریم هایی است که از سال 1358 با آن رو به رو بوده ایم و تصاعد می یابد. نگاه به شرق برای مسئولان ابرانی یک رویکرد غیر موثر است، اما رویکردی است که گاهی مواقع اجتناب ناپذیر است. امروز حوزه تعارض ما در وزارت دفاع، صنایع و مجموعه های مربوط به انتقال تکنولوژی، با روس ها بسیار شدید است. اما روس ها همواره در شرایط توجیه محدودیت ها از این تعارضات عبور می کنند و می گویند اگر ما این محدودیت های را اعمال نکنیم احتمال حمله نظامی بیشتر می شود.

گرایش ما به شرق ناشی از این بود که فضای تقابل با غرب در یک فضای تصاعد یابنده ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. هم اسرائیلی ها تمایل داشتند که تقابل ما با غرب افزایش یاید و هم کشورهای عربی حوزه خلیج فارس. اینجا بود که ما در تحلیل سیاست خارجی عمدتا به مسائل خارجی توجه نداشتیم و کمتر به این فکر میکنیم که بعد از این، چه می شود؟

نکته دیگر در سیاست خارجی ما این است که درک ما یک درک تفسیری و نه تحلیل است. درک تفسیری این است که چه کسانی در ارتباط با یک موضوع چه حرفی را می زنند. مثلا در دوره اصلاحات، هنگام حمله آمریکا به عراق در وزارت خارجه و وزارت اطلاعات (دو مرکزیت اصلی سیایت خارجی) هیچ درک دقیقی وجود نداشت که آیا این حمله انجام می شود یا خیر! بنده به یاد دارم که سه روز قبل از حمله بنده به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم دعوت شده بودم که آقای دکتر صدر و یکی از مسئولان وزارت اطلاعات هم حضور داشت؛ تحلیل آنها در همان سه روز باقیمانده این بود که حمله انجام نمی گیرد و به آرایش نظامی آمریکا و دیپلماسی دفاعی هیچ توجهی نمی شد. این ناشی از یک نگاه تفسیری است؛ یعنی ما چه چیزی دوست داریم! ما احساس می کردیم عراق آنقدر قوی است که نمی توان به آن حمله کرد. یکی از مسئولان حاضر در آن جلسه به دلیل سابقه کاردار بودن در عراق می گفت که عراق همان کنترل امنیتی که بر مردم خودش دارد، بر آمریکایی ها نیز می تواند داشته باشد.

این نگاه همواره در ارزیابی سیاست خارجی ما نسبت به مسائل مختلف وجود داشته است. شما بحث مربوط به پرونده هسته ای را در نظر بگیرید؛ در دوران بعد از اصلاحات، در وزارت خارجه هیچ کس فکر نمی کرد پرونده به شورای امنیت برود، زیرا ممکن است روسیه از ما دفاع کند یا آن را وتو کند یا اینکه ما اینقدر قدرتمندیم که این عمل امکانپذیر نیست یا اینکه الگوی ما شفاف است.

در وضعیت فعلی در شرایط کاملا پارادوکسیکال در حوزه سیاست خارجی قرار داریم و دقیقا مشابه دوران قبل، بلکه بدتر، در حالت رکود قرار دارد. اما حوزه سیاست خارجی امنیتی ما در حالت نسبتا پویایی قرار داشت. در طی دویست سال گذشته هیچ گاه حوزه نفوذ سیاست خارجی و امنیتی ما به اندازه امروز گسترش پیدا نکرده بود. بحث مربوط به حوزه مدیترانه شرقی بسیار جدی است و بخشی از واقعیت دیپلماسی راهبردی ماست.

مزیت نسبی سیاست خارجی ما و واقعیت آن، یک سیاست نهضتی است که اتفاقا گرایش به حوزه شرق ندارد؛ حوزه ای که گرایش های هویتی را برای سیاست خارجی می سازد. هزینه های دیپلماسی نهضتی به لحاط اقتصادی و سیاسی محدودتر از دیپلماسی هسته ای بوده است. بنابراین آنچه که امروز در سیاست خارجی ایران مطرح است یک بعد آن نشانه های مربوط به قدرت ایران است و به همین اندازه که حوزه قدرت ایران افزایش پیدا کرده است، در فضای افزایش تهدید هم رو به رو هستیم. عمده ترین مشکل سیاست خارجی ما در طی سالهای بعد از انقلاب این بوده که ما تهدیدزدایی را در دستور کار قرار نداده ایم. البته سیاستهایی چون تنش زدایی و اعتمادزایی موثر بوده، اما تهدیدزدایی امری مربوط به سیاست بین الملل است. یکی از عوامل ایجاد تهدید تولید قدرت مازاد است؛ در فضای سیاسست خارجی قدرت خیلی خوب است و وظیفه اصلی کشورها تولیدقدرت است، اما این هم حدی دارد. بنابراین به همین علت است که در معادله ایجاد قدرت که مربوط به سیاست خارجی است و معادله امنیت که مربوط به سیاست بین الملل است، عموما دچار مشکل می شویم. به این دلیل امنیت خود را در بسیاری از موارد از دست می دهیم که به دنبال قدرتیم. بحث مربوط به موازنه تهدید و تهدیدزدایی صرفا در این قالب نیست که ادبیات ما همکاری جویانه باشدو مسابه اصلی در ارتباط با جهان غرب است. غرب نگا زیادی به ادبیات ندارد و توجه چندانی هم به آن ندارد. در هیچ دورانی ادبیات ایران در برخورد با امریکا و جهان غرب، به اندازه دولت اصلاحات چهارچوب دارد نبود. اما اولین مجموعه ای که عبور از خاتمی و تشدید فشارها را مطرح کردند، در شرایطی بود که مساله محور شرارت مطرح شد. دلیل این مساله احساس تهدید جهان غرب بود که بخشی مربوط به ادبیات ما و بخشی هم مربوط به ابزارهای ماست و جهان غرب بیشتر از ادبیات به ابزارهای قدرت توجه دارد.

ما نیازمند الگوی موازنه تهدید به جای موازنه قدرت هستیم. در فضای موازنه قدرت به دلیل اینکه سیاست بین الملل در فضای ائتلاف با ما قرار ندارد عموما با مشکل رو به رو می شود. فضای موازنه تهدید بدین معناست که بتوانیم حوزه تهدبد خودمان را با تهدید برخی بازیگران و قدرتهای بزرگ متقارن کنیم. هرگاه این کار را انجام دادیم از فضای امنیت بیشتری برخوردار شده ایم.»

کولایی: ایران اهرمی برای چانه زنی شرق در تعامل با غرب

دکتر الهه کولایی نیز در سخنانی در این نشست به تحولات سیاست خارجی ایران در بستر تحولات منطقه ای پرداخت و گفت: «بستر تاریخی نگاه به شرق که در جامعه ایران شکل گرفته است را آقای دکتر متقی به خوبی ترسیم کردند و من در ادامه بحث، نگاهی از بیرون به موضوع دارم.

ما در منطقه ای که قرار گرفته ایم، تاریخ و جغرافیا فرصتهای بی نظیری را ارائه کرده است که در مقاطع خاص توانسته ایم از آنها بهره بگیریم. بررسی سیاست خارجی ایران در دهه های 1340 و 50 از این لحاظ حائز اهمیت است که به ما نشان دهد با وجود همگامی با سیاست منطقه ای آمریکا، سیاست مستقل ملی شاه در ارتباط با شوروی به عنوان یک کشور وابسته به سرمایه داری فرصتی را فراهم کرد تا مبالغ زیادی سلاح را از اتحاد شوروری در چارچوب تقابل آمریکا و شوروی دریافت کنیم و کمتر کشور جهان سومی وابسته به آمریکا چنین مجالی را پیدا می کرد، ولی ایران توانست چنین رابطه ای را شکل دهد.

آنچه که در مورد سه کشور روسیه، هند و چین در شکل دهی به سیاست نگاه به شرق موثر است اینکه از درون نگاهی به تحولات این کشورها داشته باشیم و نوع نگاه این کشورها به ایران را نیز موزد توجه قرار دهیم و ببینیم که آیا ترسیم (معمولا غیر واقعی) ما نسبت به سیاستهای این کشورها، صحیح است؟

ما از معدود کشورهای جهان هستیم که تا این اندازه "بین المللی" هستیم و تغییر ساختارهای قدرت در جهان نیز بسیار بر ما اثرگذار بوده است؛ حتی در زمانی که اعلام بی طرفی کرده و خود را برکنار اعلام کرده ایم، قدرتهای بزرگ این بی طرفی ما را قبول نکرده اند. پس از فروپاشی شوروی و حوادث 11 سپتامبر نیز اثرپذیری ما بشدت زیاد شده است.

دوستان ی مانند که در 17 اردیبهشت ماه پوتین برای سومین بار به ریاست جمهوری روسیه برگشت و با توجه به مشی اعلام شده از سوی وی در مورد ایران شاید از بازگشت وی استقبال شود. این تلقی بسیار درست است؛ یعنی رویکردهای موجود در روسیه برای کشور ما یک فرست است، اما مساله این است که این رویکردها را چگونه درک می کنیم.

در روسیه در طول تاریخ جریاناتی شکل گرفته که دو جریان بسیار پرقدرت را در مقابل هم قرار داده است که مشابه آن در کشور ما هم هست؛ جریان های همگرا در برابر مدرنیته و مقاومت در برابر مدرنیته. در طول سه سده گذشته این جریانات با این سوال شکل گرفته اند که آیا روسیه یک هویت متمایز است؟ در واقع بحث شعار نه شرقی نه غربی در روسیه هم بطور جدی مطرح است. واقعیت این است که روسیه نه شرقی است و نه غربی. بلکه یک تمدن متفاوت و تمایزی را در برابر فروپاشی غرب و زوال امپراطوری های غرب برای خود در نظر دارند؛ جریانی که امروز به آن "اوراسیا گرا" ها گفته می شود و بر ژئوپلیتیک روسیه تاکید دارند. آنها روسیه را یک بازیگر اصلی می دانند که باید متغیرهای خودش را فراهم کند و امروز این جریان در روسیه در حال اعامل قدرت بوده و سیاستهای کنونی روسیه را آنها هدایت می کنند. پوتین هم به عنوان کسی که در این چارچوب نگاه می کند و به قدرت سنتی روسیه تمرکز می کند، ابزارهای آن را مورد توجه می کند و بر خلاف نگاه دوران گورباچف، سیاست غرب گرایی را زیر سوال می برد و افرادی مانند پریماکوف نیز در گذشته معتقد به این نگاه بودند و می گفتند که روسیه دارای ابزارهایی است که باید از آنها استفاده کند و از جمله آنها ارتباط با کشورهای منطقه از جمله ایران است. بخصوص آنکه نقش ایران در تنظیم روابط روسیه با مسلمانان داخل روسیه، مسلمانان آسیای میانه و قفقاز و حل مساله چچن بسیار مهم است و بنابراین این جریان بنا برشواهد مختلف تقویت می شود.در سطح روابط با آمریکا هم ما ناکامی غرب گراها را بنابر شواهد مختلف می بینیم. بحث گسترش روابط با شرق از علائم این قضیه است و یکی دیگر از آخرین نشانه آن، سپر دفاع موشکی که روس ها آن را تهدیدی برای خود می بینند.

اگر با این دید به تحولات داخلی روسیه نگاه کنیم، تجویز آقای پریماکوف در سال 1995 امروز در روسیه ابعاد اجرایی خود را به نمایش می گذارد. از دیدگاه اوراسیا گرایان روسیه ایران یک قدرت منطقه ای رو به ارتقاء است که می تواند اهداف روسیه را در تنظیم روابط با دیگر کشور ها تامین کند. این زمینه امروز فراهم است که اوراسیا گرایان روابط خود با ایران را در همه ابعاد گسترش دهند، اما این روابط نه در محل مشابه تعارض در زمان اتحاد شوروی شکل می گیرد. همه مسئولان روسی به این نکته توجه دارند که به خاطر ایران با غرب و آمریکا رو در رو نشوند. در واقع روابط در زمینه ی رقابت و همکاری تنظیم می شود که به هیچ وجه به معنی بازگشت به دوره تعارض شوروی نیست؛ نه پوتین چنین قصدی دارد و نه اوراسیاگرا ها. البته اوراسیا گراها طیفی از تکفرات موجود در روسیه هستند که افراط گرا هم در آنها وجود دارد؛ آنها اساسا برای اندیشه روسها و حیات اجتماعی روسیه، تمایز را مبنای تحلیل خود قرار می دهند. اما در حوزه عمل سیاسی میان رهبران روسیه جمهوری اسلامی عرصه ای از تنظیبم روابط را در عرصه های استراتژیک برای روسیه ارادئه می کند. آنچه باعث حیرت می شد و ناشی از عدم آشنایی با ساختارهای تصمیم گیری در روسیه می شد این بود که در عین همکاری، روس ها همیشه رفتارهای متناقض را به نمایش گذاشتند. این تناقض را در قالب رفتارهای مختلفی می توان بازگو کرد، مانند عدم تحویل موشک های S300 و رفتارهایی که در مقطع صدور قطعنامه ها و تصویب قطعنامه ها شکل گرفت. این نوع تناقضات در رفتار دولتمردان روسی نشانگر جریانات مختلفی است که در سیستم تصمیم سازی سیاست خارجی روسیه نقش دارد.

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد شکل گیری اتحادی در شرق آسیاست که در کشور ما به عنوان اتحادی ضدآمریکایی تلقی شد. چین به عنوان یکی از بازیگران مهم بین المللی در عرصه اقتصاد که حجم ارتباطی اش با امریکا در دو دهه اخیر رشد بسیار حیرت انگیزی را تجربه کرده و طبعا رویکرد "ضد" صحیح نیست. بلکه در پیمان شانگهای، چین و روسیه به عنوان دو کشوری که اهداف مشترکی را در سالهای گذشته دنبال کرده اند، با یکدیگر همکاری کرده اند. در چند سال اخیر هم تلاش زیادی از سوی ایران برای پیوستن به این پیمان صورت گرفته است، در حالی که عملکرد چند ساله آن اصلا نشانگر رویکرد ضدآمریکایی ندارد. اما ما همچنان نوع نگاهمان به توحلات جهانی بر اساس انتظاراتمان است و نه واقعیاتی که وجود دارد. اصلا فلسفه شکل گیری این پیمان حل اختلافات ارزی و مرزی مربوط به اتحاد شوروری بود. یعنی چین و روسیه به همراه کشورهای آسیای مرکزی این سازمان را مطرح کردند و به مرور در پایان دهه 1990 بحث مبارزه با تروریسم مطرح می شود و سازمان جنبه ضد تروریستی می گیرد که بعد از 11 سپتامبر تقویت می شود و به مرور این مجمع به یک اتحادیه مبارزه با تروریسم تبدیل می شود.

اما چرا در آسیای مرکزی تروریسم گسترش می یاید؟ پاسخ روشن است؛ محرومیت و فقر و دست نیافتن به استانداردهای یک زندگی زمینه پیوستن افراد به جنبش های رادیکال فراهم می کند، پس اصلاحات اقتصادی، اجتماعی باید در این کشورها انجام شود و رویکرد سازمان شانگهای از اواسط دهه اول قرن بیست و یکم به این ترتیب تغییر می یابد و جهت گیری های اقتصادی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. ضمن اینکه روسیه و چین دو قدرت عظیم در ابعاد اقتصادی و نظامی هستند، اما در اظهارات مقامات دو کشور رویکرد ضدآمریکایی در چارچوب این سازمان مشاهده نمی شود و تقاضای تا کنون به این دلیل پذیرفته نشده است که ورود ایران به معنای تقویت رویکرد ضدآمریکایی در این سازمان خواهد بود.

بد نیست که نگاهی به جهت گیری هند هم نگاهی داشته باشیم. هندی که تحت فشار تحریم های آمریکا به دلیل برنامه هسته ای قرار داشت، موفق شد در پرتو رابطه با جمهوری اسلامی، تحول اساسی در روابط خود با آمریکا ایجاد کند. تغییر در رابطه آمریکا با هند از دوران نیکسون زمینه هایش فراهم می شود، اما از دهه گذشته پس از 11 سپتامبر اوج می گیرد و موج نگرانی از گشترش تروریسم و بنیاد گرایی این همکاری را تقویت می کند، ضمن اینکه گسترش نیاز به انرژی برای هند که می خواهد رشد 8 درصدی خود را داشته باشد رابطه با ایران را بشدت مورد تاثیر قرار داد. دوستان در مورد خط لوله صلح حتما اخبار را دنبال کرده اند و می دانند که هند برای رسیدن به بازار انرژی ایران و تاسیس خط لوله تلاش زیادی کرد و البته دو خط لوله رقیب هم پیدا شد که نقش روسیه در آن بسیار زیاد است. واقعیت این است که ایران و روسیه در حوزه انرژی دو رقیب قابل اعتنا هستند. روس ها می خواهند تا ایران در بازار شرق فعال باشد و خودشان انحصار بازار اروپا را در دست داشته باشند و هر خط لوله ایران که انحصار روسیه در اروپا را کم کند برای روس ها فاقد جاذبه است. این نکته ای است که ما در اظهار نظرات مقامات گازپروم در مورد خط لوله صلح شاهد هستیم.

ما برای تاسیس این خط لوله با مقاومت با پایدار آمریکایی ها روبه رو شدیم و مقامات هر دو کشور را از همکاری برحذر می داشت. در واقع هند توانست با بلند کردن پرچم رابطه با ایران، مابه ازای بسیار قابل توجهی را از آمریکایی ها دریافت کنند و خط لوله صلح تبدیل به خط لوله ای شد که به پاکستان می رود و هندی ها با تمام مواضع متفاوت و متناقض از این پروژه خارج شدند. دیپلماتهای هندی با لابی هایی که دارند توانستند در توسعه روابط آمریکا با هند نقش مهمی را ایفا کنند. از طرف دیگر با بیرون رفتن شرکتهای اروپایی از ایران به دلیل تحریم ها، چینی ها جای آنها را گرفتند.

وقتی از دورن کشورهایی که محور گرایش ایران به شرق را معنا می کنند، یعنی روسیه، چین و هند به جمهوری اسلامی و نوع و حجم روابط آنها با امریکا و تعارضاتشان با آن، نگاه می کنیم، با پیوند آن نوستالژی تاریخی و عدم درک تحولات بین المللی و بازیگران منطقه ای، طبیعی است که فرصتهای عظیم جغرافیایی و تاریخی و منابع عظیم اقتصادی که در اختیار ما قرار دارد، بیش از آنکه در خمدت ما قرار گیرد به اهرمی برای چانه زنی و تامین مناقع بازیگران دیگر تبدیل می شود.»

صدر: حمله آمریکا به عراق را قطعی می دانستیم

در پایان این جلسه و در بخش پرسش و پاسخ دکتر سید محمد صدر معاون وزارت خارجه و مشاور رئیس جمهور در دوران اصلاحات، در پاسخ به اظهارات دکتر متقی مبنی بر بی اطلاعی مقامات دولت از حمله به عراق سه روز پیش از وقع آن، گفت: جلسه ای را که آقای دکتر متقی به آن اشاره کردند و در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلی تشکیل شد، یک روز قبل از حمله نبود بلکه حدود یک ماه و نیم قبل از آن بود و اتفاقا نظر وزارت خارجه این بود که حمله قطعی است، اما تا زمانی که فرصتی به صدام حسین بر مبنای قطعنامه سازمان ملل برای اعلام تسلیحات کشتار جمعی داده شده است، تمام نشود حمله انجام نمی شود و همانطور هم شد.

وی افزود: اما در مورد آمادگی برای حمله، از اول اسفند (یکماه قبل از حمله) در وزارت خارجه ستاد بحران تشکیل دادیم و بصورت شبانه روزی کار می کرد. در شورای عالی امنیت ملی هم از حدود 4 ماه قبل جلسه بحران به ریاست شخص رهبری و با حضور سران سه قوه تشکیل می شد و واقعا مو به مو قضایای عراق دنبال می شد. یک جلسه بود که به ریاست دکتر روحانی در اواخر بهمن تشکیل شده بود که وی نظر افراد را در مورد زمان حمله می پرسبد به خوبی در خاطر دارم که به وی گفتم آقای روحانی ما تعطیلات عید در خمتتان هستیم! یعنی تمام ایام عید را باید در شورا باشیم.

صدر یادآور شد: خود من به عراق سفر کردم و گفتم حمله جدی و قطعی و باید تکلیف خود را روشن کنید. ارزیابی مان هم این بود که چه به توصیه ها اعتنا کنند و چه نکنند، به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود. این امر نشان می دهد که سخن شما درست نیست.

وی با اشاره به این سخن دکتر متقی مبنی بر اینکه ایران همواره به دنبال قدرت سوم بوده است، اظهار داشت: شما گفتید که رویکرد دنبال قدرت سوم بودن در زمان پهلوی هم بوده است و ایران همیشه به دنبال قبله عالم بوده است و شعار نه شرقی نه غربی به این دلیل مطرح شده است. در حالی که آن شعار به معنای نفی سلطه ای بود که ایران چند قرن گرفتار آن بود و نیز گفتید که در دولت اصلاحات هم با این نگاه به دنیا نظر می شد. این مطلب نیز صحیح نیست و ما اینگونه نگاه نمی کردیم و به دنیا نگاه تعاملی داشتیم و موفق هم بودیم؛ در رابطه با اروپا، منطقه، رفع تهدید آمریکا و اسرائیل، گفت وگوی تمدنها و... . اگر آن نگاه ابرمردی که شما بدان اشاره کردید را ما داشتیم بعید بود که بتوانیم اینگونه کارها را پیش ببریم.

صدر در عین حال تصریح کرد: اما با شما موافقم که در بعضی اوقات سیاست خارجی با ایدئولوژی تنظیم شده است و حداقل در ارتباط با شوروری اینگونه بود.

وی به ذکر خاطره ای از دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: بنده اولین دیپلماتی بودم که با گرومیکو وزیر خارجه شوروری که 33 سال در مسئولیت بود، دو دور ملاقات داشتم. من گفتم که انقلاب ایران ضداپریالیستی بوده و ما انتظار چنین برخورداری را از شما نداشتیم، زیرا حامی اصلی تسلیحاتی عراق شوروی بود.او گفت که حرف شما صحیح است و ما به عراق گفتیم که به ایران حمله نکند و از همان روز ارسال تسلیحات به عراق را متوقف کردیم تا مدت زمان یکسال؛ اما دیدیم که همچنان شعار مرگ بر شووری شما در کنار مرگ بر امریکا هست و به دلیل همین مساله و نیز رفتارهایتان در افعانستان ارسال اسلحه را دوباره از سر گرفتیم.

صدر ادامه داد: نوبت دوم ملاقاتم با گرومیکو وقتی بود که دزفول را موشک های اسکاد مورد هدف می گرفت و خبر رسیده بود که شوروی می خواهد تجهیزاتی را در اختیار شوروی قرار دهد که این موشک های اسکاد به تهران برسد و بر این مبنا ملاقاتی به شوروی داشتم و گرومیکو قول داد که ما این امکانات را در اختیار عراق قرار نمی دهیم، اما بگونه ای صحبت کرد که از راه دیگری ممکن است به عراق برسد و بعدا دیدیم که کشور آلمان غربی این امکانات را به عراق داد.

وی در جمع بندی سخنان خود گفت: لذا اینگونه نبوده است که در همه مقاطع برخورد ایدئولوژیک صورت می گرفته است؛ در دوره اصلاحات اینطور نبود و ما با منطق سعی می کردیم که کارها را جلو ببریم.

در پایان نیز نماز مغرب و عشاء به امامت حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی اقامه شد.

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

به گزارش خبرگزاری ایلنا: ترکیه قصد دارد چهار فرمانده پیشین ارتش رژیم صهیونیستی را به دلیل نقشی که در حمله دو سال پیش به کشتی حامل کمکهای ارسالی به نوار غزه داشتند، غیابی محاکمه کند.

به گزارش ايلنا به نقل از بيبيسي، دادگاهي در آنکارا کیفرخواستی را برای این چهار فرمانده صهیونیست از جمله «گابی اشکنازی» رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل صادر کرده است.

حمله کماندوهای رژيم صهيونيستي به کشتیهای امدادرسانی عازم نوار غزه دو سال پیش در حدود 100 کیلومتری سواحل غزه و در آبهای بینالمللی روی داد.

در جریان این حمله ۹ فعال ترک کشته شدند.

دولت رژيم صهيونيستي اعلام كرده بود كه به اين کشتیهاي حامل كمكهاي بشردوستانه اجازه ورود به آبهای غزه را نمیدهد.

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02


خبرگزاری ایلنا: دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به دستاوردهای بزرگ مقاومت در منطقه، منتفی شدن موضوع اسرائیل بزرگ و طرح آمریکایی اسرائیلی در منطقه را از دستاورهای مهم مقاومت دانست.

به گزارش ايلنا به نقل از پایگاه اطلاعرسانی شبکه العالم، «سید حسن نصرالله» در مراسمی که به مناسبت آزادسازی جنوب لبنان از اشغال رژیم صهيونيستي برگزار شد، گفت كه امام موسی صدر هنگامی که به لبنان آمد، از همان آغاز تاکید کرد که ما خواستار حضور ارتش در مرزها هستیم و میخواهیم جوانان جنوب مسلح شوند ولی دولت در آن زمان به این درخواست پاسخ نداد و در دنیای دیگری سیر میکرد. آن دولت از جنوب لبنان دفاع نکرد، بنابراین جوانان این ماموریت را بر عهده گرفتند.

سید حسن نصرالله در این همایش تاکید کرد كه امام موسی صدر مجبور شد در آن زمان نیروهای مقاومت لبنان را تشکیل دهد و از مردم بخواهد برای دفاع از خود سلاح خریداری کنند. مقاومت مردمی از زمانی آغاز شد که لبنانیها مجبور شدند سلاح بخرند و به دلیل نبودن حاکمیت ملی، خودشان به وظیفه دفاع عمل کنند.

سید حسن نصرالله از مقاومت به عنوان یک دستاورد یاد کرد و گفت: «همه ما می دانیم که آمریکا طرحی را برای منطقه و مقاومت دارد، ولی مقاومت طرح آمریکایی اسرائیلی را در سطح منطقه ناکام گذاشت و منطقه را وارد مرحلهای جدید کرد.»

سید حسن نصرالله تأکید کرد: «بازسازی منازل در نوار مرزی بیانگر اعتماد بزرگ مردم به وجود امنیت و حمایت است و این که اسرائیل جرات حمله به لبنان و لبنانیها را ندارد.»

سید حسن نصرالله گفت كه امروزه در مرزها کسی صهیونیستها را با سنگ یا گلوله هدف قرار نمیدهد، بلکه به رژیم صهيونيستي وعده میدهند که همه مواضع این رژیم را با موشک هدف قرار دهند.

وی با اشاره به ارتباط بزرگ دستاورهای مقاومت لبنان و مقاومت فلسطین گفت: «اگر کشورهای عربی و جامعه جهانی حمایت می کردند، مقاومت دستاوردهای بسیاری محقق میکرد ولی از مهمترین دستاوردهای مقاومت آن است که اسرائیل مجبور شد در کرانه باختری دیوار بسازد به صورتی که موضوع اسرائیل بزرگ منتفی شد و این درحالی است که این دیوارها نیز آنها را در امان نگه نمیدارد.»

دبیرکل حزبالله لبنان به اشاره به دو دستگیها در باره سلاح مقاومت، گفت: «با وجود همه توطئهها مقاومت توانست این دستاوردها را محقق كند.»

سید حسن نصرالله گفت: «آیا سلاحهای دیگر دستاوردهایی در هشتم یا چهاردهم مارس داشت. همگان سلاح دارند ولی این سلاحها در بازدارندگی بیاثر بوده و هیچ دستاوردی را این زمینه محقق نکرده است.»

دبیرکل حزب الله لبنان گفت: «هر کسی که بخواهد برای مقابله با دشمن سلاح حمل کند می توانیم با او همه امکانات لازم را برای ایجاد یک راهبرد دفاعی متحد کنیم.»

سید حسن نصرالله گفت كه منطق میگوید که به دلیل وجود بینظمی در سلاح باید این امر در چارچوب ارتش، ملت و مقاومت سازماندهی شود، باید بین معادله حمایت از کشور در برابر اسرائیل و معادله حمایت از ثبات و امنیت داخلی تفاوت قائل شویم. منطق و تجربه ما بر اساس مسائل تاریخی و واقعیتها و اوضاع لبنان استوار است.

سید حسن نصرالله تاکید کرد: «ما مسئولیت حمایت از امنیت کشور را نداریم و جایگزین حکومت نیستیم و طرحی از آن به شمار نمیآییم.»

وي ادامه داد: «سلاح مقاومت برای حمایت از یک گروه یا طایفه نیست بلکه این سلاح برای حمایت از کشور در برابر اسرائیل است و مسئولیت حمایت از مردم در داخل برعهده دولت است.»

دبیرکل حزب الله همچنين گفت كه باید به ارتش و نیروهای امنیتی همه تواناییها و اختیارات را داد تا از درگیریهای داخلی در لبنان جلوگیری شود.

سید حسن نصرالله با هشدار درباره برخی فتنهانگیزی های داخلی در لبنان، گفت كه فتنهانگیزی طایفهای و مذهبی بسیار بسیار خطرناک است.

وي ادامه داد كه حزبالله با همکاری امنیتی (دولت) با سازمان اطلاعات مركزي آمريكا مخالف بوده و دولت در این زمینه مسئول است.

سید حسن نصرالله با درخواست برای آزادی بازداشتشدگان اسلامگرا گفت: «ادامه بازداشت این افراد بدون محاکمه و مسئول معرفی کردن شیعیان در این ماجرا ظلم است.»

دبیرکل حزبالله لبنان با اعلام آمادگی برای از سرگیری گفتوگوهای داخلی گفت: «آماده هستيم بدون هیچ شرطی گفتوگو کنیم ولی کسی که برای گفتوگو خواستار استعفای دولت باشد، به دنبال گفتوگو نیست بلکه خواستار قدرت است.»

سید حسن نصرالله با اشاره به آزادی شهروندان لبنانی که اخیرا در سوریه به دست عناصر مسلح ربوده شده بودند، گفت: «شاهد پایانی خوب برای حادثهای دردناک هستیم، چند دقیقه قبل اطمینان پيدا كرديم که ربودهشدگان اکنون در خاک ترکیه هستند و آماده میشوند تا به فرودگاه بینالمللی بیروت اعزام شوند.»

وی با قدردانی از کسانی که باعث شدند شهروندان لبنانی به سلامت از این حادثه نجات یابند، گفت كه با رهبری سوریه در ارتباط بودیم و با هدایت «بشار اسد» رئيسجمهوري سوريه هواپیمایی برای فرستادن زنان اعزام شد و مسئولان کشور مسئولیت این ماجرا را برعهده گرفتند.

دبیرکل حزبالله لبنان همچنین با اشاره به حادثهای که برای زائران لبنانی در عراق پیش آمد و موجب شهادت چند شهروند شد، تاکید کرد كه متوجه شديم «نوری المالکی» نخستوزير عراق هواپیمایی را برای بازگشت زائران به بیروت اختصاص داده است؛ از این توجه وي قدردانی میکنیم.

سید حسن نصرالله، هرگونه تعرض به شهروندان سوریه به دلیل این حوادث را حرام دانست و گفت: «مردم سوریه ارتباطی با این حوادث ندارند و هیچ کس نباید خارج از اصول اقدامی صورت دهد. نیازی وجود ندارد که کاروانها از طریق زمینی مسافرت کنند و امیدواریم که کسی زائران را در معرض چنین خطری قرار ندهد.»

سید حسن نصرالله خطاب به ربایندگان، اقدام آنها را محکوم کرد و گفت: «ربودن انسانهای بیگناه و حمله به مردم اقدامی است که به ضرر شما تمام میشود. اگر هدف از این اقدامها تغییر مواضع سیاسی حزبالله است باید بدانید که این کارها هیچگونه تغییری در مواضع ما ایجاد نمیکند. ما از گفتوگو، اصلاحات، و اتحاد در سوریه حمایت میکنیم، و خواستار پایان یافتن هرگونه درگیریهای مسلحانه هستیم.»

سید حسن نصرالله ادامه داد: «امیدواریم که این تجربه تکرار نشود زیرا هیچ نتیجهای برای تغییر مواضع سیاسی، امنیتی یا مبادله نخواهد داشت. امیدواریم که هیچ کسی ضد لبنانیها خشونت به خرج ندهد، زیرا خشونت موجب خشونت میشود.»

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

پایگاه خبری تحلیلی الف؛ چندی پیش رئیس جمهور محترم در جریان سؤال مجلس از وی و در پاسخ به سؤال خانه نشینی 11 روزه اش در ارديبهشت90، اصل خانه نشین بوده را به کل تکذیب كرد و گفت : " احمدی نژاد و خانه نشینی؟!، دوستان به من میگویند استراحت کن زیاد کار میکنی!" (نقل به مضمون ) در صورتی که در آن هنگام طبق تمام شواهد موجود وی به مدت یازده روز خانه نشین بود و حتی جلسات هیأت دولت توسط معاون اول وی اداره میشد .

در هفته های گذشته ماجرای تعدی و رسوایی رفتاري دیپلمات ایرانی در برزیل، در خبرگزاریهای بینالمللی شد و بعد از آن آقای مهمانپرست این خبر را تکذیب کرد و گفت : "بررسیهای به عمل آمده نشان میدهد كه مطالب منتشر شده توسط این گونه رسانهها، خلاف واقع و فاقد صحت است." و دلیل آن را مغایرت این موضوع با سوابق این عضو سفارت ایران در برزیل دانست.

اندکی بعد سفارت ایران در برزیل با صدور بیانیه ای این موضوع را تفاوت فرهنگی دانست و اعلام کرد: "سفارت اعلام میکند که اتهام دیپلمات ایرانی تنها یک سوء تفاهم به دلیل تفاوت در مفاهیم فرهنگی است."

در تاریخ پنجم اردیبهشت، مهمانپرست سخنگوي وزارت خارجه اعلام كرد: "این دیپلمات به خاطر تخلف به کشور فرا خوانده شده است." و در تاریخ یکم خرداد مدیرکل ارزیابی و نظارت وزارت امورخارجه اعلام کرد : "به دنبال رسیدگی به پرونده تخلفاتی کارمند شاغل در سفارت جمهوری اسلامی ایران در برزیل، با توجه به احراز مغایرت رفتار نامبرده با مقررات اداری و همچنین شئونات شغلی و اسلامی و تطبیق آن با بندهای 1و 21 ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری، مشارالیه به اخراج از وزارت امورخارجه محکوم شد " در گفته های مدیر کل ارزیابی و نظارت وزارت خارجه به انجام اعمال مغایر شئونات اسلامی توسط این فرد تصريح شده است.

حال بايد از سخنگوي محترم وزارت خارجه پرسید آیا تکذیبیه اول خود را دروغ نمیخوانید در حالی که تخلف دیپلمات مذکور مشهود بود و حتی فیلم آن بر روی اینترنت پخش شده بود؟! آیا بررسیهای وزارت خارجه ناقص بود؟ و بیانیه سفارت ایران چه مفهومی داشت؟ تفاوت فرهنگي يعني چه؟!

آيا كاري كه آقاي ديپلمات در استخر كذايي انجام داده، ناشي از تفاوت فرهنگي ايران و برزيل بوده است؟! چرا گاهي مسئولين ما صادقانه با افكار عمومي برخورد نمي كنند؟ اگر وزارت خارجه ما صادقانه به واقعيت اعتراف و بابت اين افتضاح از مردم ايران و برزيل عذرخواهي مي كرد بيشتر ضايع مي شد يا امروز كه كوس رسوايي ديپلمات ما به صدا درآمده است؟

خلاف گويي، پنهان كاري و پوشاندن حقيقت كه در بالا به دو نمونه کوچک در رفتار سياستمداران ما اشاره شد، با اصول نظام اسلامي مغايرت جدي دارد و قويا بايد اصلاح شود.

در عرف عمومی اینگونه موارد و اظهارات به جای اینکه مواضع و حرفهای سیاسی خوانده شود ، به عنوان دروغ تلقي مي شود.

ریختن قبح دروغ و به حاشیه رفتن راستگوئی و صداقت حقيقت تلخي است كه در دوره اخير شاهد آن هستيم. این كه مسئولي به خود جرات مي دهد مقابل نمايندگان مردم در مجلس به صراحت هرچه تمامتر حقيقتي را تكذیب يا تصور موهومي را اعلام كند، چیزی جز نابودی سرمایه اجتماعی و ركن آن یعنی اعتماد اجتماعی نیست، اما بدتر از وقوع چنین امری، سكوت دیگران در برابر این پدیده است.

همگانی شدن دروغ در كلیه سطوح اجتماعی عامل ویرانگری است كه هیچ گاه نباید در برابر آن بی تفاوت بود. همه بايد نسبت به دروغ به شدت حساس باشیم و آن را جزء خطوط قرمز اخلاقی آحا جامعه به ویژه اهل سیاست و قدرت تلقی كنیم.

برچسب: نویسنده: m-b تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت: 16:02

صفحه بندی